لطفاً کليه فايل هاي قابل دانلود در اين سايت، مخصوصاً فايل هاي پيوست شده را با نرم افزارهاي مخصوص مديريت دانلود، دريافت نماييد مانند نرم افزار دانلود منيجر که در اين لينک قابل دريافت و نصب است http://mcaf.ee/6wz9g در صورت عدم استفاده از نرم افزارهاي مخصوص دانلود و استفاده از دانلود منيجر داخلي مرورگرها احتمال دانلود ناقص فايل ها وجود دارد
نمايش نتايج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    نوشته ها
    421

    پيش فرض انگيزه و ضد انگيزه طلبگي، داوطلبان طلبه شدن بخوانند؟

    حامد عبداللهي



    انگيزه در رهيافت انسان به ساحت‌هاي سرنوشت‌ساز، نقشي بي‌بديل دارد و نمي‌توان از تأثير آن در انتخاب مسير، ادامه راه و رسيدن به مقصود غافل بود.
    هر شخص در گزينش‌هاي گوناگون دوران شكوفايي خود، انگيزه‌هايي دارد كه برگرفته از ادراكات، احساسات و تربيت اوست. انتخاب اگر به فراخور و برازنده انگيزه باشد، حركتي رو به رشد را رقم مي‌زند و اگر به هر دليل، تناسب ميان انگيزه، مسير و شرايط پس از انتخاب به هم بخورد و هماهنگي لازم وجود نداشته باشد، شاهد سرگرداني و ترديدهايي خواهيم بود كه فرد را به پشيماني و تغيير مسير مي‌كشاند كه خود هزينه‌هاي بسيار دارد.
    در اين نوشته، نخست در پي آنيم كه حسب تجربه، ديده‌ها و شنيده‌ها، انگيزه‌هاي ورود افراد به حوزه علميه را بر شماريم؛ آنگاه بدان مي‌پردازيم كه چه عواملي ممكن است طلاب را در مسير طلبگي، دچار دگرگوني و تزلزل كند.
    هر روز زيرزمين مدرسه مي‌رفت، مداحي تمرين مي‌كرد؛ زياد اهل درس خواندن نبود ...
    اگر تمام برداشت يك نفر از حوزه و روحانيت، منبر باشد كه واعظي نشسته و روضه مي‌خواند و عده‌اي هم خالصانه به عشق اهل بيت (ع) گريه مي‌كنند، چه انگيزه‌اي مي‌تواند از ورود به حوزه داشته باشد؟ او با تمام اخلاص وارد مكاني مي‌شود كه پس از تمرين روضه خواني و احتمالاً مطالعه چند كتاب تاريخي، شعر و ادبيات، ملبس شود به روستاي خود بازگشته، بر منبر مسجد تكيه زند و روضه بخواند.
    ... هر وقت بي‌كار مي‌شد، گوشه خلوتي مي‌نشست و با صداي بلند قرآن مي‌خواند، چند ماهي بيش‌تر دوام نياورد و از حوزه رفت.
    اين تصور كه طلبه‌ها موجودات اخلاق‌مداري هستند كه دائم قرآن مي‌خوانند و مطالعه آن‌ها فقط مفاتيح است و نماز و روزه مستحب؛ آدم‌هايي را كه دنبال همين چيزها هستند، به سوي حوزه مي‌كشاند.
    ... هيچ وقت نمي‌خنديد. دائم سر به زير بود؛ حتي سر سفره، هم حجره‌اي‌ها از دست گريه‌هايش افسرده بودند ...
    اين فكر كه مدرسه علميه تنها جاي آدم شدن است و آدم شدن، يعني ذكر دائم، مراقبت، ياد خدا و قيامت و شبيه فلان استاد اخلاق شدن، بي‌آنكه نيازي به درس و بحث باشد، كساني را به حوزه مي‌كشاند.
    ... اگر خطايي از كسي سر مي‌زد، بلافاصله تذكر مي‌داد كه با اين كارها مرجع تقليد نمي‌شوي!...
    اين مسأله مي‌تواند همه ذهن يك طلبه مبتدي را پر كند كه براي مرجع شدن، چه كار بايد كرد و از چه بايد دوري جست، زيرا حاصل حوزه را مرجع شدن مي‌داند و انگيزه‌اي هم جز آن ندارد.
    ... هر روز در كتابخانه بست مي‌نشست و مطالعه مي‌كرد و هر كتابي كه دم دستش بود، مي‌خواند ...
    ممكن است هجوم پرسش‌هاي رنگارنگ درباره هستي و آفرينش، «از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟» به ذهن فعال و كنجكاو يك نوجوان يا جوان، او را بر آن دارد كه حوزه را براي يافتن پاسخ‌ها برگزيند و بيش از آن‌كه به تحصيل بپردازد، در پي پاسخ‌هاي خود باشد.
    ... سر هر كلاس، به جاي آن كه مثل همه طلبه‌ها به درس گوش دهد، استاد را سؤال پيچ مي‌كرد كه اين درس‌ها براي چيست؟ هميشه از فلسفه درس و تحصيل مي‌پرسيد ...
    گاهي براي رسيدن به يك مقام معنوي خاص، حالات موهوم و مبهمي كه شايد تعريفي هم از آن نتوان يافت، پاي يك جوان تحصيل كرده را به مدرسه علميه باز مي‌كند؛ اما در «ان قلت و قلت»ها و فروعات فقهي و احكام و منطق و اصول، چيزي را كه نمي‌داند چيست، پيدا نمي‌كند!
    ... دانشجو بود. آمد حجره، گفت در دانشگاه معنويت نيست؛ حديث را روي تابلو مي‌نويسند، اما از عمل خبري نيست ...!
    عدم تطابق ظرفيت‌هاي معنوي و روحي شخص، به آنچه پيرامونش روي مي‌دهد، عاملي مي‌شود كه خود را به سرچشمه برساند تا سيراب شود. او همه ناراستي‌ها را به خاطر دست چندم بودن محيطش مي‌بيند. احساس مي‌كند، آنچه هست راضي‌اش نمي‌كند، پس بايد سراغ آنچه بايد باشد برود و حوزه همان جاست كه بايد برود.
    ... پدرش نماينده مجلس بوده و خودش آقازاده است. دائم با چند طلبه خاص مي‌چرخد و گعده سياسي دارد بيش‌تر روزنامه مي‌خواند تا درس.
    تجربه سياسي يك سري اقازاده‌ها نشان مي‌دهد كه ريش پدر سياست در حوزه سفيد شده و براي آنكه در آينده مطرح شوي، بايد چند صباحي در حوزه به تحصيل بپردازي و سوابق حوزوي داشته باشي. اين توهم بيش‌تر به خاطر دولتمرداني است كه پيش از انقلاب در مدارس علميه بودند و سوابق مبارزاتي را از همان موقع دارند و اكنون، سياستمداري‌شان را از دوران طلبگي مي‌دانند. فرزندانشان هم برهمين باورند!
    ... تا جايي كه نقل شده بود، پدر، پدر بزرگ و احدادش آخوند بوده‌اند و مورد احترام مردم ...
    پرورش يافتن در يك خانواده روحاني نخستين گزينه‌اي را كه در ذهن پسران روحانيان از دوران كودكي ايجاد مي‌كند، رفتن به حوزه و عبا بر دوش گرفتن است. گاهي همراه پدر بر سر درس حاضر شده‌اند و طعم روايت خواندن و «ضرب، ضربا ...» را چشيده‌اند.
    ... دانشجو كه بود، با بعضي طلبه‌ها، جر و بحث مي‌كرد. آن‌ها حرف‌هايي مي‌زدند كه عجيب بود. آمده بود از اين حرف‌ها سر در بياورد؟!
    گاهي تعامل دانشجويان و طلاب، جذابيت‌هاي ناپيدايي را در دل هر دو طرف ايجاد مي‌كند و دانشجوياني را به اين نتيجه مي‌رساند كه با نيمه كاره گذاشتن دانشگاه يا پس از پايان تحصيل، رو به حوزه بياورند. اين قشر از دانشجويان طلبه، انتظارات خاصي از حوزه دارند.
    ... اصولاً گوشه‌گير و منزوي بود. شخصيتي اجتماعي نداشت و با ساير طلبه‌ها كنار نمي‌آمد. بارها حجره‌اش را عوض كرده بودند.
    شناسنامه روان‌شناختي برخي افراد جامعه‌ نشان مي‌دهد كه هيچ جايگاهي در طبقات اجتماعي ندارند. از دوران كودكي از مردم گريزان بوده‌اند و هميشه گوشه خلوتي را براي فرار از ديگران انتخاب كرده‌اند. رسيدن به سني كه بايد راه آينده را انتخاب كرد، آنان را در حالت دشواري قرار داده است. عِرق مذهبي دارند و از هياهوي دانشگاه، اداره و كارخانه مي‌هراسند؛ اكنون خلوتگاه بزرگ‌تري مي‌طلبند. حجره‌ها و مدرسه علميه مي‌تواند آن‌ها را حتي از خانواده نيز دور كند!
    ... دبيرستان كه بود، درس نمي‌خواند. دو بار هم پشت كنكور ماند. آمده بود بلكه چند صباحي، خيالش از سربازي راحت باشد.
    آساني ورود به حوزه براي كساني كه فرزند يك خانواده مذهبي هستند، اين امكان را ايجاد مي‌كند كه حوزه علميه را به عنوان آخرين گزينه ادامه تحصيل يا روش زندگي در برنامه خود داشته باشند و بالاخره با سفارش اين و آن و پافشاري، نام‌نويسي مي‌كنند و چند سالي را آسوده از خدمت سربازي مي‌گذرانند. تحصيل در حوزه، حاشيه امني براي آن‌هاست كه براي انتخاب‌هاي بهتر و متنوع‌تر، فرصت بيش‌تري داشته باشند.
    .... مادرش نذر كرده بود، اولين پسرش ملا بشود. او هم پسر اول بود ...
    تصورات مثبت و دين‌باور پدر و مادر گاهي به تصميم‌گيري درباره آينده فرزندانشان مي‌انجامد و شخص در آغاز سنين جواني به پيمودن راهي مكلف مي‌شود كه پدر و مادر تعيين كرده‌اند. اينجا ديگر انگيزه‌اي مطرح نيست؛ هر چند تربيت وي در همين راستا بوده است.
    ... حجره‌اش پر از اسم و شعر درباره امام زمان (عج) بود. مادر بزرگش هميشه مي‌گفت: طلبه‌ها سرباز امام زمان‌اند ...
    نگاه ويژه به برخي مقوله‌هاي ديني و مذهبي كه به واسطه مطالعه كتاب‌هاي خاص يا باور داشت‌هاي سنتي رايج در برخي خانواده‌ها ايجاد مي‌شود، اين فرايند را رقم مي‌زند كه حوزه علميه، تعبير تمام خواست‌ها و خواب‌ها و آرزوها باشد. اين مسير بسته به نوع اطلاعات اوليه، درست يا نادرست خواهد بود.
    ... هم كلاسي‌اش پسر قاضي بود و مايه‌دار. خودش پسر كارگر بود و ندار. پدرش گفته بود: نان در همين شغل روحانيت است ...
    زندگي مرفه برخي روحانيان كه ممكن است به شخصيت حوزوي آن‌ها ارتباطي نداشته باشد، اين توهم را ايجاد مي‌كند كه در شرايط اقتصادي امروز، يكي از راه‌هاي رسيدن به وضعيت شغلي مناسب، چه در ادارات و چه در مراكز نظامي يا علمي، همان روحاني شدن و يافتن يك شخصيت حقوقي مناسب در جامعه است.
    ... امام جماعت‌شان خيلي آخوند شادي بود. روحاني ناظر پايگاه بسيج محله‌شان هم گاهي جلسات پرباري برگزار كرده بود.
    منش مثبت و تأثيرگذار يك روحاني درجامعه پيراموني، مي‌تواند موجب جذب اطرافيان، به ويژه نوجوانان و جوانان باشد. اخلاق پسنديده، اين باور را در ذهن مصاحبان تقويت مي‌كند كه براي انسان مطلوب شدن، بايد طلبه شد و اين حوزه است كه چنين شخصيتي را تربيت مي‌كند.
    ... داشتند با بچه‌ها از صحرا برمي‌گشتند كه سگ حمله كرد. مهمان كدخدا كه ماه رمضان آمده بود، دعا كرد، سگ آرام شد.
    برخورد شخص و تشويق و ترغيب مبلغان در روستاها و شهرها، نقش مهمي در آشنايي جوانان روستايي با حوزه علميه دارد و آنان را براي برعهده گرفتن مسؤوليت مذهبي روستا آماده مي‌سازد.
    ... دوران دبيرستان از درس ديني و قرآن نمره عالي مي‌گرفت؛ مطالعه آزاد هم داشت؛ تصميمش قطعي بود؛ مشورت هم كرد، آمد حوزه ...
    علايقه مذهبي، مطالعه هدفمند علوم اسلامي، مشاوره‌هاي صحيح و عالمانه، انديشه‌هاي پاك و بي‌غل و غش، دوري از توهمات منفي و مثبت و واقع‌گرايي، بسياري جوانان را به تحصيل در حوزه علميه تشويق مي‌كند.
    ... سيد هر روز حجره‌اش را جارو مي‌زد. مؤدب بود و خوش اخلاق. نماز شبش ترك نمي‌شد. هر سال شاگرد اول مدرسه بود.
    وارستگي، ادب و پاكيزگي، هوش و زكاوت، طراوت جسمي و روحي، تعبد و پرهيزكاري، نشان فطرت سالم تربيت صحيح اسلامي و رزق حلال است و زمينه مساعدي را براي يك جوان فراهم مي‌سازد تا در درجه نخست به خودسازي در مكتب قرآن و اهل بيت بپردازد و در مرحله بعد، مبلغ دين اسلام باشد.
    همه انگيزه‌هاي پيش گفته و ده‌ها انگيزه ديگر، زمينه انتخاب هزاران نفر است كه حضور در مدرسه‌هاي علميه را برگزيده‌اند. پس از اين مرحله و موافقت اوليا، مراحل نام‌نويسي و گزينش صورت مي‌گيرد و در نهايت عده‌اي اين توفيق را مي‌يابند كه در مدارس علميه به تحصيل بپردازند.
    تعريف ما از حوزه عمليه در شناخت انگيزه‌ها و بررسي پيروزي‌ها و شكست‌ها مهم است. شايد نتوان در اين نوشته كوتاه، به تعريف علمي و جامعي در اين باره دست يافت كه تاريخ حوزه، شخصيت‌ها و دستاوردهاي علمي آن را در خود داشته باشد؛ اما به هر حال، حوزه علميه مكاني براي مهاجرت عده‌اي است كه براي تفقه در دين و تبليغ اسلام آمده‌اند. حوزه‌اي كه اخلاق، علم و عمل را همراه هم ديده و منبع علمي آن، قرآن، سنت و عقل است و فرايند معيني براي اجتهاد و افتا دارد و چندين ضعف و ويژگي ديگر كه مي‌توان اضافه كرد. به هر حال حوزه علميه همان جايي است كه ما آن را مي‌شناسيم؛ اما هر يك با يك نگاه و انگيزه بدان قدم گذاشته‌ايم و مسيرهايي را نيز پيموده‌ايم.
    در اين ميان، بروز برخي حوادث و رفتارها، عده‌اي را در تصميم‌ نخستين كه گرفتند، راسخ‌تر مي‌كند و عده‌اي را در ميان راه از ادامه مسير باز مي‌دارد.
    همان طور كه اشاره شد، انقلاب انسان بايد برازنده انگيزه او باشد و محيط جديد نيز بايد انتظارات فرد را برآورده كند تا اتفاقي مثبت و رو به جلو در زندگي ايجاد شود. برابري واقعيت‌ها با پندارهاي فرد، به ويژه اگر گزينش آگاهانه و با تحقيق و مشاوره‌اي داشته باشد، بديهي است كه سرانجام مثبت و قابل قبولي را در پي خواهد داشت.
    اما مشكل اينجاست كه تمام هزينه‌هاي معنوي و مادي طلبه و حوزه، در جايي كه اين انگيزه‌ها و واقعيت‌ها تلاقي مي‌كنند، بر باد مي‌رود و بسياري از آن غيرقابل بازگشت و جبران است.
    اكنون بر گزينه‌هاي انگيزه سوزي مروري داريم كه در هر مكان علمي، به ويژه در حوزه‌هاي علميه موجب بروز چنين خسارت‌هايي مي‌شود:
    1. عدم گزينش صحيح و مصاحبه‌هاي غير كارشناسي در پذيرش كه موجب ورود انسان‌هاي بي‌انگيزه يا نا آشنا مي‌شود و اقدام ديگري نيز براي بازسازي انگيزه‌ صورت نمي‌گيرد.
    2. برگزار نشدن دوره‌هاي فشرده و ضروري براي طلاب مبتدي، براي اصلاح ديدگاه‌ها ودر نتيجه تقويت نشدن انگيزه‌هاي پاك و صادق.
    3. مديريت‌هاي غلط و به كار نبستن اصول مديريتي كه بي‌رغبتي طلاب را از نظام اداري مدارس علميه به دنبال دارد.
    4. كارشناسي نبودن نظام تحصيلي حوزه كه موجب سردرگمي و خستگي طلاب كم همت مي‌شود و با استعدادهاي گوناگون هماهنگي ندارد.
    5. نبود مشاوره‌هاي تحصيلي و روان‌شناسي اخلاقي براي رفع مشكلات جانبي طلاب كه تحصيل طلاب را تحت الشعاع قرار مي‌دهد.
    6. به كارگيري استادان كم سواد، بي‌اخلاق يا مسأله‌دار، به ويژه در مدارس دور دست و شهرستان‌ها.
    7. فعاليت گروه‌هاي منحرف و شبكه‌هاي خرافي و جذب جوانان ساده دل با عناوين مقدس.
    8. نابرابري تقاضاهاي روحي و معنوي افراد با رفتارها و كنش‌هاي مجموعه‌هاي حوزوي.
    9. روشمند و نظام‌مند نبودن اخلاق علمي و نظري.
    10. مبهم بودن آينده علمي حوزويان.
    11. پراكندگي موضوعات علمي و عدم تمركز طلاب در يك رشته قابل دستيابي.
    12. مدرك‌گرايي و آسيب‌هاي آن در حوزه.
    13. جذابيت‌هاي كاذب ساير محيط‌هاي آموزشي.
    14. مشكلات معيشتي و مالي طلاب.
    15. رفتارهاي ناصحيح برخي روحانياني كه مناصب سياسي دارند.
    16. سوء استفاده عده‌اي از روحانيان از موقعيت اجتماعي.
    17. احساس بي‌برنامگي و رها بودن طلاب در سازمان روحانيت.
    18. وجود مشاغل جانبي درآمد زا.
    19. نبود مشاوره‌هاي پيش از ورود به حوزه و آشنا نبود جامعه، به ويژه دانش‌آموزان با فضاي حوزه.
    بدين ترتيب ملاحظه مي‌شود كه هر داده و اطلاعي در تشكيل نوع انگيزه افراد مؤثر است و به همان نسبت، هر اتفاقي ممكن است، تصميم شخص را دگرگون كند و سرنوشت ديگري را رقم بزند. مطالعه اين گزينه‌ها، هم براي طلاب و هم براي مسؤولان و برنامه‌ريزان حوزه مفيد خواهد بود تا آسيب‌هاي كم‌تري از اين لحاظ بر پيكره حوزه مقدسه علوم ديني وارد آيد.
    در پايان يادآوري اين نكته مفيد است كه آنچه از انگيزه‌ها و آسيب‌ها شمرده شد، در يك نگاه منتقدانه تنظيم شده و نمي‌توان نماينده جامعه حوزوي، مقدسات، پژوهش‌ها و دستاوردهاي علمي و شخصيت‌ علماي رباني باشد. چه آن‌كه اين نوشته در پي ترسيم محاسن حوزه نيست كه آن هم در چند سطر نمي‌گنجد.
    منبع: رسا نيوز
    http://www.rasanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=25066

  2. #2
    تاريخ عضويت
    Oct 2008
    نوشته ها
    15

    پيش فرض داوطلبان طلبه شدن بخوانند؟

    همه ساله حوزه هاي علميه برادران در سه مقطع سيکل، ديپلم و مقاطع دانشگاهي تعدادي از برادران علاقمند را از طريق آزمون کتبي و مصاحبه براي تحصيل در حوزه هاي علميه پذيرش ميکند اما برخي از علاقمندان همواره از خود ميپرسند با چه شرايطي ميتوانند وارد حوزه علميه شوند؟ امتحان کتبي و مصاحبه چگونه است؟ ورود به حوزه علميه در چه مقطع تحصيلي مناسب است؟ تحصيل مقدمات در شهرستان بهتر است يا قم؟ تحصيل دوره هاي کوتاه مدت(سفيران هدايت) خوب است يا دوره هاي بلند مدت؟ آيا ميتوان غير حضوري در حوزه تحصيل کرد؟ سعي شده است بصورت کوتاه به اين سوالات پاسخ داده شود.

    چه کساني ميتوانند در حوزه تحصيل کنند؟

    الف) شرايط عمومي داوطلبان: برخورداري از صلاحيت هاي اعتقادي، اخلاقي واجتماعي . اعتقاد و التزام به ولايت فقيه و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران. تابعيت جمهوري اسلامي ايران . برخورداري از سلامت جسمي و روحي. موفقيت در آزمون ورودي و مصاحبه . نداشتن منع قانوني از نظر نظام وظيفه.

    ب) شرايط اختصاصي دوره بلند مدت: قبولي حداقل سوم راهنمايي با حداكثر سن 18 سال .متولدين سال 1374.

    * سنوات تحصيلي بالاتر از سوم راهنمايي و مدت خدمت سربازي به حداكثر سن اضافه مي شود.

    * داوطلبان داراي مدرك كارداني و بالاتر، نبايد در زمان ثبت نام، بيش از يک سال از تاريخ فراغت تحصيلي آنان گذشته باشد.

    تعهد تحصيل تمام وقت حداقل تا پايان سطح يك.

    ج) شرايط اختصاصي سفيران هدايت:

    1-داشتن مدرك ديپلم با حداكثر سن 22 سال متولدين 1370.

    * سنوات تحصيلي بالاتر از ديپلم به حداكثر سن اضافه مي شود.

    2-تعهد تحصيل تمام وقت به مدت دوره.

    3-تعهد خدمت تبليغي (به مدت سنوات تحصيل) در مناطق مورد نياز.

    د) امتيازات: حافظان حداقل يك ششم قرآن کريم يا نهج البلاغه، خانواده هاي محترم شهدا، فرزندان جانبازان، آزادگان و داوطلبان مناطق محروم، از امتياز برخوردارخواهند بود.

    ه) حافظان كل قرآن كريم، آزمون كتبي ندارند و قبولي آنان براساس معدل كل آخرين مدرك تحصيلي و مصاحبه مي باشد.

    ز) آزمون: به صورت كتبي در سه مقطع سيكل، ديپلم و دانشگاهي با موضوعات قرآن، احكام، معارف اسلامي، ادبيات و زبان فارسي ،عربي، رياضي، معلومات عمومي، هوش و استعداد برگزار مي شود.

    ر)مصاحبه:
    در مصاحبه عمدتا هدف و انگيزه ورود به حوزه علميه مورد پرسش قرار ميگيرد و برخي از مسائل اسلامي اوليه نيز ممکن است مطرح گردد و البته مسائل سياسي نيز در حد و حدود کم. در برخي از مواقع نيز سوالاتي در راستاي تست هوش نيز مطرح ميشود. البته در مصاحبه دانشگاهيان ممکن است مباحث فکري مطرح شود تا احيانا برخي از جريان هاي فکري به اصطلاح منحرف وارد حوزه نشوند.

    با چه مقطع تحصيلي وارد حوزه شويم؟

    ورود با مدرک سيکل:
    از ويژگي هاي مثبت اين مقطع اين است که طلبه ميتواند از عمر خود بهتر استفاده کند و تا سنين بيست و يک سالگي شش سال مقدمات را تمام کند و در سن بيست و پنج سالگي دوره سطح را نيز تمام کرده است و خلاصه اينکه جلوتر از سن خود ميتواند مقاطع تحصيلي را پشت سر گذارد و به مباحث اصلي حوزه وارد شود ويژگي دوم اين است که محيط حوزه شرايط خود سازي را براي فرد تسهيل ميکند از اين رو افراد در سنين پايين تر زمينه بهتري را براي خود سازي دارند و بدون آنکه خود متوجه باشند سيستم به انها کمک خواهد کرد مضاف به آنکه اکثر افراد در سنين پايين زمينه خودسازي بهتري دارند.

    اما نکته هاي منفي:
    درک برخي از دروس حوزه علميه براي سنين پايين کمي مشکل است از اين رو ممکن است فرد قدرت لازم را براي فهم اين دروس نداشته باشد و با توجه به امتحانات حوزه بعد از يکي دوسال مجبور به ترک يا اخراج از حوزه شود و اين مساله ميتواند در زندگي آن فرد تاثير منفي بسزايي داشته باشد از اين رو بنظر ميرسد ورود به حوزه علميه با سيکل در صورتي مناسب است که طلبه از سوي افراد آگاه پشتيباني شود. مساله ديگر اينکه برخي از طلبه هايي که با سيکل وارد حوزه شده اند بعدها ممکن است به اين نتيجه برسند که ورودشان به حوزه بر اساس احساسات بوده است و بازگشت به گذشته همراه با هزينه هاي اجتماعي و ...خواهد بود.

    ورود با ديپلم:
    بنظر ورود به حوزه با مدرک ديپلم مناسب باشد چرا که افراد در اين سنين قدرت انتخاب آگاهانه دارند و بعدها نيز بعيد است از ورود به حوزه پشيمان شوند و اينکه افراد در اين سنين توان و قدرت فهم دروس حوزه را دارند، درس هاي حوزه در سالهاي اول بسيار مهم است چرا که همين دورس بعدها پايه فهم قرآن و روايات خواهد شد. جهت ديگر اينکه در سنين مناسبي ده ساله اول حوزه تمام شود و فرد ميتواند ادامه تحصيل دهد.

    ورود با مدرک دانشگاهي:
    ويژگي مثبت اين مقطع اين است که افراد علاقمند و دغدغه مند اين نوع انتخاب را دارند از اين رو رشد بهتري ميتوانند داشته باشند و از دروس حوزه استفاده دقيق تري کنند اما مشکل اين است که سن افراد افزايش يافته است چه بسا خانواده و اطرافيان ممکن است انتظارات مالي از فرد داشته باشند و معمولا زمان ازدواج فرد فرا رسيده است و حوزه حمايت مالي مناسبي از طلاب ندارد و با توجه به تحصيل تمام وقت در سالهاي اوليه حوزه، فرد نميتواند همزمان کاري جهت تامين معاش انجام دهد.

    مساله ديگر اين است که سالهاي طولاني تحصيلات در حوزه ميتواند فرد را خسته کند چرا که يک فرد با مدرک ليسانس حداقل بايد تا چهل سالگي در حوزه ادامه دهد تا دروس سرو سامان نسبي بگيرند. لازم بذکر است که معادل سازي دروس و کارهايي از اين قبيل در حوزه پذيرفته نيست و يک فرد دانشگاهي همان دروسي را يک فرد سيکل ميخواند بايد بخواند البته ممکن است بتواند کمي با سرعت بيشتري بخواهند. در سالهاي اخير دانشجويان علاقمند به حوزه به نحو چشمگيري افزايش داشته است.

    تحصيل مقدمات در قم يا شهرستان؟
    اکثر داوطلبين به تحصيل در حوزه علاقمندند از ابتداي تحصيل در حوزه علميه قم مشغول شوند چرا که تصور ميکنند از نظر اخلاقي و علمي مدارس قم زمينه بهتري براي رشد دارند اما بايد توجه داشت که در انتخاب مدارس براي تحصيل بايد برخي از نکات را در نظر گرفت: اول اينکه براي طلبه هايي که با سيکل وارد حوزه شده اند بهتر است در مدرسه علميه شهر خود مقدمات را تحصيل کنند چرا که از نظر سن و سال در وضعيتي هستند که نياز به پشتيباني عاطفي و معنوي خانواده دارند از اين رو دوري از خانواده در اين سنين ميتواند بعدها مشکلات روحي جدي براي اين دسته از طلاب ايجاد کند، آنها ميتوانند بعد از اتمام مقدمات، ادامه تحصيلات را در قم ادامه دهند.

    نکته ديگر اينکه کساني که در شهرستانها تحصيل ميکنند انگيزه بالايي براي انتقال به قم دارند از اين رو مقدمات را با علاقه ميخوانند و زماني که بقم منتقل ميشوند انگيزه مضاعفي براي ادامه تحصيل دارند اما طلابي که از ابتداي تحصيل در قم هستند ممکن است براي ادامه کار انگيزه به اين اندازه نداشته باشند. بايد توجه داشت که در درسهاي حوزوي اگر چه نقش استاد مهم است اما در مجموع مدارس فاصله چنداني باهم ندارند و بيشتر وابسته به تلاش خود طلبه است، از اين رو ميتوان طلبه هاي فراواني يافت که مقدمات را در شهرستانها تحصيل کرده اند و در ادامه موفقيت هاي خوبي کسب کرده اند و بودند طلابي که از ابتدا در قم تحصيل کرده و در ادامه موفقيتي کسب نکرده اند، نکته ديگر اينکه طلابي که در شهرستانها تحصيل ميکنند از نظر فکري در محيط بازتري هستند و فکر خود را خود سامان ميدهند اما طلاب قم در بمباران اطلاعاتي و فکري هستند و ممکن است ذهنشان کاناليزه شود.

    در مجموع ميتوان گفت کساني که با مدرک دانشگاهي وارد حوزه ميشوند بهتر است در قم تحصيل کنند تا هم با سرعت بيشتري دروس را دنبال کنند و هم اساتيد قوي براي اقناع آنها وجود داشته باشد. افراد سيکل بهتر است در شهرستان شروع کنند و ديپلمه ها نيز بسته به شرايط ميتوانند قم يا شهرستان را براي تحصيل انتخاب کنند.

    مدارس سفيران يا بلند مدت؟
    مدارس علميه سفيران مدارسي است که براي تربيت مبلغ تاسيس شده است و بعد از پنج سال طلبه ها ميتوانند و بايد به مناطق مختلف رفته و به تبليغ بپردازند و ادامه تحصيلات خود را بصورت غير حضوري ادامه دهند، سيستم بلند مدت همان حوزه اصلي است که اکثر مدارس علميه اين رويه را دارد.

    بايد اشاره کرد مدارس سفيران براي افرادي خوب است که علاقه هاي کار فرهنگي و تبليغي دارند و دوست دارند زودتر وارد فعاليت شوند از اين رو برخي از دروس کاربردي را ياد ميگيرند و وارد جامعه ميشوند اما بايد توجه داشت که تجربه چند ساله اين مدارس نشان داده است که بسياري از طلاب از ورود به اين مدارس ناراضي هستند. اولا بعد از مدتي احساس ميکنند که از نظر علمي قدرت خوبي ندارند و اين درحالي است که ادامه تحصيل آنها با مشکلاتي روبه رو است و بايد مسيري را که از قبل تعيين شده است طي کنند.

    سيستم آنها را به تبليغ ترغيب ميکند و اين در حالي است که بسياري از آنها در سنين بيست تا سي قرار دارند و بهترين موقع تحصيل آنهاست برخي از طلبه ها در ميانه تحصيل متوجه انتخاب اشتباه خود ميشوند اما چاره اي ندارند چرا که اگر بخواهند وارد سيستم دراز مدت شوند بايد از اول شروع کنند. اما طلابي که از طريق سيتم آموزشي دراز مدت وارد حوزه شوند در آينده تحصيلي خود با انتخاب هاي متعددي روبرو هستند آنها ميتوانند فقه و اصول را ادامه دهند ميتوانند در کنار فقه و اصول در مراکز متعدد تخصصي رشته مورد علاقه خود را دنبال کنند، همچنين ميتوانند در کنار دروس حوزوي يکي از رشته هاي دانشگاهي را نيز ادامه دهند و اينها همه در سفيران هدايت قابل دسترس نيست و انتخاب نادرست ميتواند تاثير فراواني در زندگي طلبه داشته باشد. ضمن آنکه علاقمندان کار تبيلغ در سيستم دراز مدت ميتوانند به اهداف سفيران هم برسند.

    تحصيل غير حضوري در حوزه علميه؟
    تحصيل رسمي در حوزه علميه بصورت حضوري انجام ميگيرد و طلبه رسمي کسي است که بصورت رسمي و از طريق آزمون وارد حوزه علميه شده باشد و بصورت تمام وقت در حوزه مشغول تحصيل باشد و مدارک تحصيلي و امکانات ديگر فقط براي اين دسته از طلاب تعلق ميگيرد البته طلاب بعد از دوره مقدمات ميتوانند غير حضوري ادامه دهند اما ورودي هاي جديد دوره مقدمات را بايد حضوري بخوانند. علاقمنداني که شرايط ورود را ندارند ميتوانند با هماهنگي مدير يکي از مدارس در کلاسهاي آن مدرسه شرکت کنند يا با نوار دروس را دنبال کنند.


    منبع:
    http://www.rezataran.ir/index.php/20...03-11-05-06-57
    ويرايش توسط DontForget : 03-24-2013 در ساعت 02:28 AM

  3. #3
    تاريخ عضويت
    Oct 2008
    نوشته ها
    15

    پيش فرض نکته هايي براي طلبه هاي پايه اول

    نکته هايي براي طلبه هاي پايه اول

    در دل دارم اميد، بر لب دارم پيام
    هم‌ حجره اي سلام، هم‌ حجره اي سلام

    آيين بازگشائي حوزه هاي علميه اگر چه براي همه طلبه ها همراه با شادي و شعف است اما براي طلبه هاي پايه اول لطف ديگري دارد، نوجوانها و جوانهايي که داراي انگيزه هاي علمي ومعنوي قوي هستند آنها نه براساس عرف عادي جامعه بلکه با تحقيق حوزه و عالم طلبگي را انتخاب کرده اند ، در اين روزگار کساني را که ميتوانند برخلاف جريان جامعه حرکت کنند بايد ستود، هرکدام از اين طلبه ها مدت زمان زيادي را صرف کرده اند و با فکر و مشورت و زدودن ترديدها انتخاب نهايي را انجام داده اند اما اين آغاز کار است و راهي پرپيچ و خم و دراز در راه است اما شايد دانستن برخي از نکات براي طلبه هاي پايه اول خالي از لطف نباشد.

    1-آمادگي براي اوج گرفتن:
    همه طلبه هاي جديدالورود به حوزه شرايطي کمابيش يکسان دارند، همه آنها از استعدادي متوسط براي درس خواندن برخوردار هستند، همه آنها ميتوانند فيلسوف، کلامي، فقيه و.... شوند نکند بعد از سالها از دوستان که الان در يک سطح هستيم عقب بمانيم، از نظر رشد کمالات معنوي همه داراي استعداد هستند نکند برخي با تقوا شوند و ما بمانيم، همه داراي انگيزه قوي هستند نکند بمرور انگيزه هاي ما فروکش کند، خلاصه اينکه همه چيز مهيا است و انتخاب ادامه راه با خودمان، پس بايد با تلاش مستمر در راه تهذيب و تحصيل قدم برداريم.

    2-پرهيز از افراط و تفريط:
    سالهاي اول طلبگي همراه با افراط وتفريط است بهتر است همه چيز در جاي خودش باشد و تعادل برقرار شود برخي بصورت افراطي روبه مسائل اخلاقي مياورند نماز شب طولاني، ذکرهاي زباني و سختگيريهاي عجيب و غريب که البته با دلزدگي همراه است و ممکن است تبعاتي داشته باشد بهتر است به انجام واجبات و ترک محرمات اهتمام بيشتري شود و در کنار آن برخي مستحبات انجام گيرد. برخي بصورت افراطي درس خواندن را در پيش ميگيرند و ميخواهند يکساله آيت الله شوند که خستگي زودرس را بدنبال دارد، پس بهتر است عبادت، درس، ورزش در کنار هم مورد توجه قرار گيرد.

    3-انتخاب هم حجره اي:
    حجره مانند خانه انسان است بايد با کسي هم حجره بود که از نظر سطح فرهنگ و درس و البته فکر نزديک هم باشد تا بتوانند با هماهنگي بهتري ادامه مسير دهند انتخاب درست هم حجره اي در زندگي و آينده يک طلبه نقش بسيار موثري دارد و طلبه ميتواند با سکون دروني در حجره ساکن شود. بهتر است در طول روز و شبها در حوزه ماند چرا که تجربه نشان داده است کساني که هميشه در رفت و آمد بين حوزه و خانه هستند بمرور دچار مشکلاتي در درس و ديگر موارد ميشوند.

    4- انتخاب هم مباحثه:
    درسهاي اصلي از قبيل صرف و نحو که پايه دروس ديگر هستند حتما بايد مورد مباحثه قرار گيرند تا هم مورد فهم دقيق قرار گيرند و هم اينکه ماندگاري بيشتري را در ذهن داشته باشند، طلبه هايي که بحث نميکنند در پايه هاي بالاتر به مشکل برميخوردند، هم مباحثه بايد در سطح نزديک به خود طلبه باشد، بالا بودن سطح همبحث باعث ميشود او نقش استاد را براي انسان بازي کند و اين اثر مباحثه را از بين ميبرد و طلبه را ضعيف ميکند پايين بودن سطح همبحث نيز تمام وقت انسان را صرف تفهيم مطلب به او ميکند و خود طلبه نميتواند استفاده اي کند. مباحثه بايد کاملا منظم باشد و بهتر است تعداد نفرات سه باشد. طلبه ها بهتر است درسهاي هر روز را مرتب بخوانند و از تلمبار شدن درسها جلوگيري کنند چرا که از نظر رواني پايه اول بسيار تعيين کننده است.

    5-ارتباط با خانواده:
    ارتباط و رفت و آمد با خانواده از نظر روحي و رواني بسيار مهم است خصوصا طلبه هايي که سن کمتري دارند از نظر عاطفي نياز بيشتري به حمايت خانواده دارند از اين رو بهتر است رفت و آمد با خانواده بصورت مستمر برقرار باشد، برخي از طلبه ها با ورود به حوزه در رفتار با خانواده افراط کاريهايي را انجام ميدهند مثلا به پدر گير ميدهند که مثلا چون خمس نميدهي پس مال و زندگي شبهه دار است و درخانه غذا و چايي نميخورند، يا مثلا همه اعضاي خانواده را متهم به رعايت نکردن موازين اسلامي ميکنند به خواهر خود گير ميدهند به مادر تذکراتي ميدهند، اگر چه داشتن دغدغه اصلاح اطرافيان بسيار خوب است اما فهم ناقص از اسلام و عمل بر اساس اين فهم پسنديده نيست پس بهتر است حتي اگر اطرافيان اشتباهاتي دارند بمرور و با روشهايي مناسب به آنها گوشزد شود، برخي از طلاب با طلبه شدن رفت و آمد خود را با خويشاوندان کمرنگ يا قطع ميکنند که اين مساله در آينده و در شان و منزلت اجتماعي طلاب مسائلي را ايجاد ميکند که جبران کردن آن سخت است پس بهتر است رفت و آمدها با شيب ملايمي ادامه داشته باشد ضمن آنکه طلبه تافته جدابافته نيست بلکه يکي از آنها است ونبايد خود را از آنها جدا کند.

    6-دوري از طلبه هاي بدبين:
    برخي از طلبه هاي پايه هاي بالاتر که معلوم نيست خود چه وضعيتي دارند از عالم و آدم انتقاد ميکنند مدير را متهم به بي تدبيري ميکنند و شان و منزلت او را در چشم طلبه هاي پايه اول پايين مياورند، اساتيد را بيسواد نشان ميدهند ، هميشه مدرسه خود را با مدارس شهرهاي ديگر مقايسه ميکنند و مدينه اي فاضله از مدارس ديگر ميسازند که نتايج آن، بدبيني طلبه هاي پايه اول به مدير و اساتيد و درس است و افت تحصيلي را بدنبال دارد، بهتر است طلبه ها با نگاه مثبت و با استفاده از شرايط و امکانات موجود در راه ارتقاء خود بکوشند چرا که در آينده ميتوانند ادامه دروس را در قم پيگير باشند. ضمن آنکه بايد توجه داشت که بسياري از طلبه هاي موفق در سطوح بالا مقدمات را در شهرستانها خوانده اند.

    7-دوري از حاشيه ها:
    برخي از طلبه هاي پايه اول بمحض ورود به حوزه با نگاه آرماني ميخواهند حوزه و محيط را عوض کنند، اينها بجاي درس خواندن وقت خود را با اين سوژه هاي حاشيه اي پر ميکنند و از نظر درسي افت ميکنند و بعدها ميفهمند که نگاه خودشان اشتباه بوده است يا اينکه نگاهي واقعي به مسائل نداشته اند، برخي از طلبه ها هم علاقمند هستند در کارهاي فرهنگي و ديگر فعاليتهاي حوزه نقشي داشته باشند بهتر است طلبه ها کمتر دنبال اين حواشي باشند، بايد اين دسته از طلبه ها بدانند که بهترين راه اصلاح حوزه اين است که خودشان درس بخوانند و تقوا پيشه کنند که تاثير اين کار بهتر از برخي از کارهاي به اصطلاح فرهنگي است.

    8- واکنشهاي اطرافيان:
    با ورود طلبه به حوزه واکنشها آغاز ميشود برخي ها تشويق ميکنند مثلا ميگويند حتما دروس حوزوي را بايد تا آخر خواند ، برخي ميگويند مسوليتش سخت است، برخي نيز بذر نااميدي ميکارند و ميگويند بهتر است درس را ادامه بدهي اين حکومت رفتني است، برخي نيز آشنايي چنداني با روحانيت ندارند و با کنجکاوي مسائل را دنبال ميکنند، البته براي برخي نيز اسباب خنده درست ميشود چرا که ميتوانند طلبه نوجوان را دست بيندازند و تفريح کنند، واکنشها اگر چه ميتواند تاثيري اندک داشته باشد اما براي طلبه اي که مدتها تحقيق کرده و آگاهانه راه خود را انتخاب کرده است اين حواشي نميتواند خدشه اي ايجاد کند.


    منبع ( + )
    ويرايش توسط DontForget : 03-24-2013 در ساعت 02:39 AM

  4. #4
    تاريخ عضويت
    Oct 2008
    نوشته ها
    15

    پيش فرض ظرفيت پذيرش حوزه هاي علميه

    طبق اين خبر ( + )

    «معاون آموزش حوزه هاي علميه سراسر کشور يادآور شد: سال گذشته [يعني سال تحصيلي 90-91]، 33 هزار و 163 نفر در آزمون ورودي حوزه هاي علميه ثبت نام کردند که از اين تعداد 12 هزار و 844 نفر پذيرش شدند.»

    بنابرابن شانس پذيرش داوطلبان در حوزه هاي علميه بالا است، زيرا از اين 33 هرار ثبت نام کرده بخش قابل توجهي در آزمون کتبي اصلاً شرکت نمي کنند و يا در هر دو آزمون کنکورهاي دانشگاه و حوزه علميه با هم ثبت نام کرده اند و بعد از اينکه هم در دانشگاه و هم در حوزه علميه پذيرش شدند، از ادامه تحصيل در حوزه علميه انصراف مي دهند و براي ادامه تحصيل به دانشگاه مي روند

  5. #5

    پيش فرض همه چیز درباره طلبه های سفیران هدایت

    همه چیز درباره طلبه های سفیران هدایت

    ماجرا از اینجا شروع شد که آقایون طلبه ها وقتی وارد حوزه میشدن آب و هوای حوزه علمیه قم باهاشون سازگار بود و کنگر میخوردن و در قم لنگر مینداختن، فامیلهارو توی کف این میذاشتن که میخام آیت الله بشم و درس تمومی نداره ، از اون ورم که میتونستن توی فضای واتیکان مانندِ قم، گاهی بدون لباس گردش کنن و کسی هم جرات نداره بهشون چپ نگاه کنه، حضرت آقا و برخی از حضرات آیات ناراحت بودن که طلبه ها میان قم و تلنبار میشن و هیچ جوریم نمیشه بیرونشون کرد، مُبلغ دین هم که کم داریم و وهابیت لشکر مبلغین را فرستاده که شیعه را از راه بدر کنن، بر همین اساس حوزه های علمیه سفیران هدایت تشکیل شد و البته در همه استانها نیست اما خب الان تعداشون زیاد شده، تا یادم نرفته بگم که این مدارس با مدرک دیپلم پذیرش داره، از سال 1378 شروع بکار کردن، قراره که آقایونی رو تربیت کنن که این کارها را بلد باشن: مبلغ دینی برای عموم مردم، امامت جماعت مساجد، برگزاري جلسات آموزش قرآن و احكام، اداره كلاسهاي ديني، قرآن وعربي مدارس آموزش و پرورش، مديريت مجموعه هاي ديني ، فرهنگي و تربيتي.

    نظام آموزشی
    آموزشها بر اساس نظام واحدی است مثل نظام آموشی دانشگاه برای همین هم برخی از آقایون سنتی حوزه اصلا از این سیستم خوششون نمیاد . درسها در قالب 190 واحد درسی در ده نیمسال تحصیلی ارائه می شه که سرجمع میشه پنج سال، البته اگه طلبه بخونه، واحد ها به صورت نظری ، عملی ونظری عملی برگزار می گردد یعنی مثلا آموزشِ منبر که چند جلسه تئوری میخونن چند جلسه هم منبر میرن و اشکالات هم رو میگن، حالگیرترین بخش سفیران برای بعضیا اینه که بعد از گذراندن پنج سال تحصیل باید پنج سال تشریف ببرن مناطق محروم برای خدمت تبلیغی تا مدرک سطح دوکه همون لیسانس باشه بهشون داده بشه، البته بماند که بعضی از برو بچه های شیطون چه کارهایی میکنن تا بتونن از زیر این چند سال خلاص بشن.

    بچه مثبت های با انگیزه:

    شور وحال: وجدانا بعضی از طلبه های سفیران خدای انگیزه هستن، سنگ هم پیش اینا بشینه یه تکونی میخوره، کار براشون نشد نداره، این خصوصیات برای یه طلبه مبلغ خیلی مهمه که این بچه ها دارن، یه بار سوار اتوبوسی شدم که گویا چند نفر از این بچه ها هم بودن یکی پا شد گفت یه منبر دو دقه ای دارم یه مطلب جالب در دو دقه گفت و هم مطلب یاد گرفتیم هم کلی خندیدیم، اهل خوندن هم هستن حالا مولودی باشه شعر باشه یا روضه، خدایا یکی از دوستان همشهری که اونجا میخونه گاهی میاد هیات ما، خدا نکنه بلند گو دستش بیفته، اردو رفتن یا زیات رفتن با اینا بدک نیست چون هم شور و حالی به اردو میدن هم اینکه اهل شستن ظرف و پختن غذا هستن.

    دغدغه های فرهنگی: این بچه ها طوری تربیت شدن که از سر و روشون تبلیغ میباره، انگیزه قوی که دارن، شور و حال هم بذار روش، میگی چرا عمامه رو اینجوری بستی میگه ببین حتی چین های عمامه در مخاطب تاثیر داره، میگی چرا اینجوری مطلب را میگی؟ میگه باید زاویه دید داشته باشی، میگی فلان کار را چرا انجام دادی؟ میگه عزیزم باید مخاطب شناس باشی تا بفهمی من دارم چیکار میکنم، بابا کشتین مارو با این مخاطب شناسی، به کوچکترین رفتارهاشون توجه دارن بقول خودشون اثر تربیتی داره، همیشه خندون و با لبخند هستن میگن باید اول قلب رو فتح کرد بعد عقل، بقول خودشون جزئی نگر هستن و کوچک های بزرگ رو مدنظر دارن، از هر زمینه ای استفاده میکنن تا کار تبلیغی انجام بدن، در فضای فامیل ، همسایه، خیابون، آقا باید مراقب بود تا بقول خودشون جذب نکنن، آخه به همه بعنوان مخاطبی نگاه میکنن که میخان جذبش کنن، تازه اینم بگم که مخ خانمشونم زدن تا دستیار و کمک کار تبلیغی باشن و اطرافیان از اناث رو هدایت کنن.

    کارهای آخوندی: این طلبه ها کارهای آخوندی را خوب بلدن، کاری که خیلی از طلبه های امروزی بلد نیستن یا رغبتی بهش ندارن، مثلا در جمع فامیل که هستن قشنگ میتونن جلسه را بگیرن دستشون، در مورد مسائل مختلف حرف بزنن و نهایتا چندتا مطلب دینی هم بگن، با توجه به آموزش های کاربردی که دیدن، هم قدرت ارتباط گیری خوبی دارن و هم اینکه مسائلی مانند احکام یا معارف اهل بیت رو که بیشتر عامه مردم دنبالش هستن، اینا مطالعه کردن و میتونن جواب بدن، میتونن در مراسماتی که فامیل دارن منبر برن، مثلا قراره یکی از فامیل بره کربلا خب این طلبه ها هم از خداشونه فرصتی پیش بیاد تا نیم ساعتی برای فامیل برن منبر، یا مثلا کسی بچه دار میشه اسم براش بذارن، یا عقد ازدواج بخونن یا خدایی ناکرده کسی فوت کرده باشه نماز میت میخونن یا مجلس ختم را اداره کنن، خلاصه اینکه این کارهای ضروری مردم رو یاد گرفتن که انجام بدن کاری که بسیاری از طلبه های امروزی بلد نیستن.

    فداکاری و اخلاص: برو بچه های سفیران اکثرشون بچه های مخلصی هستن، مثلا حساب کنید یه بچه بزرگ شده شهر بعد بیست سال زندگی با امکانات و فضای شهر میره چند سال ساکن میشه در یه روستای دور افتاده، درسته که بخشی از دوره تحصیلی محسوب میشه اما با صدها روش میتونه دور بزنه و نره روستا اما خب خیلیاشون میرن و ساکن میشن، یادمه یکی از این دوستان رفته بود روستا یه خونه داده بودن بهش نگو نم داشته و بعد از مدتی فهمیده بودن و کل اسباب و اساسیه زندگی از بین رفت، زندگی یه شهری در روستایی که گاز و آب لوله کشی نداره واقعا مصیبتیه، البته فکر این کار برای برخی از شهریا جذابه اما فقط برای تفریح چند روزه، اما زمانی که آدم بخواد چند سال ساکن باشه سختیاشو میتونه درک کنه، البته فداکاری و اخلاص برخی از این دوستان فقط اونجا نیست اگر با این دوستان برخورد داشته باشی این نکته خیلی شاخصه.

    ان قُلت ها( یکم انتقاد):

    کار فقط کار ما: این دوستان در کنار شاخص های مثبتشون گاهی فکرهایی دارن که آدمو قلقلک میده، مثلا این دوستان فکر میکنن همه آخوندها و آیت الله ها کارشونو رها کنن و همین کاری که دوستان انجام میدن رو انجام بدن، درست که کارهای آقای قرائتی، پناهیان، رفیعی، برادران، شهاب مردای، نقویان، عالی و... ارزشمنده اما خب دلیل نمیشه که آیت الله جوادی هم تبدیل به آقای پناهیان بشه، درسته که آقای رفیعی برای عموم مردم خوب صحبت میکنه و جای خود را داره اما دلیل نمیشه همین انتظار را از آیت الله شبیری زنجانی داشته باشیم، برخی از این دوستان با معیارهای تبلیغی عمومی در مورد همه آخوندها قضاوت میکنن و هر کسی در فضای عمومی تبلیغ نکنه محکومش میکنن در صورتی که هر کسی جای خودش را داره و بخشی از پازل را پر میکنه، البته هر کسی که هیچ فعالیتی نکنه و راکد راکد باشه نمیشه ازش دفاع کرد.

    عملگرایی: عملگرایی روحیه و تفکریه که فکر میکنه کار فکری و نظری بدرد نمیخوره، کلا باید فقط عمل کرد، اسلام و مسلمین در خطره ، دشمن به کشور حمله کرده، تهاجم فرهنگی جوونها را گرفته، خلاصه طوری صحنه رو ترسیم میکنن که آدم حس میکنه الانه که گلوله بهت بخوره، و این تصور قدرت فکر و برنامه ریزی را از آدم میگیره، این مساله اگر چه از منظری خوبه که از رکود جلوگیری میکنه اما در دراز مدت به کار فرهنگی ضربه وارد میکنه چرا که کارها دچار روزمرگی میشه و برنامه ریزی دراز مدتی برای کارها بوجود نمیاد، ضمن اینکه عمق کار را از بین میبره، برخی از این دوستان حوصله کار فکری ندارن و فرصت کافی برای کارشناسی کار، انجام نمیدن که ممکنه تبعات منفی داشته باشه، همین مساله باعث میشه تا برخی از این دوستان در زمینه های سیاسی هم وارد شده و بعضا اعتبار تبلیغی خود را از دست بدن.

    جذب شدن در ادارات و نهادها: یکی از هدفهای سفیران این بوده که طلبه ها را بفرسته به مناطق محروم و جاهایی که طلبه پیدا نمیشه تا نیازهای دینی مردم مناطق را پوشش بدن اما خب اونچیزی که دیده میشه بخشی از این طلبه ها جذب ادارات و نهادهایی شدن و بعد مدتی تبدیل به کارمند میشن، یا بعضی از طلبه ها با اکروبات بازی تونستن یه جوری این پنج سال خدمت را از سرشون باز کنن و این مساله با هدف اصلی سفیران نمیخونه و باید براش فکر بکنن. البته اگرم بیخیال مناطق محروم بشیم خب قرار بوده این دوستان کار تبلیغی و فرهنگی انجام بدن و در بین مردم باشن اما خب بنظر میرسه که بعضا بسمت کارمند شدن پیش رفتن.

    ادامه تحصیل: سیستم سفیران هدایت بگونه ای است که ادامه تحصیل را برای طلبه هایش سخت میکنه، درسته که تسهیلاتی برای ادامه تحصیل آنها بصورت غیر حضور ی در نظر گرفته شده اما در عمل این اتفاق حاصل نمیشه ، طلبه ای که بیست و چهار سال دارد باید پنج سال را به منطقه دور افتاده ای برود و در این پنج سال با توجه به نگاه های عملگرایانه آنها و مشغول شدن به کارهای تبلیغی مختلف ، رغبتی به ادامه تحصیل نیست و هم اینکه مدرکی ندارند تا در مراکز دیگر ادامه تحصیل دهد از این رو خطر آن است که بهمین پنج سال اکتفا کرده و برای همیشه ادامه تحصیل رسمی را رها کند که نمیتونه جالب باشه.


    منبع

مجوز هاي ارسال و ويرايش

  • شما نميتوانيد موضوع جديدي ارسال کنيد
  • شما امکان ارسال پاسخ را نداريد
  • شما نميتوانيد فايل پيوست در پست خود ضميمه کنيد
  • شما نميتوانيد پست هاي خود را ويرايش کنيد
  •  
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم   شبكة جنة الحسين عليه السلام للانتاج الفني